6 شهریور 1405
62 بازدید
شاید برای تو هم پیش آمده باشد که چند ساعت پشت میز بنشینی، کتابهایت را باز کنی و آخر روز با خودت بگویی: «امروز خیلی درس خواندم.»
اما یکی دو روز بعد که دوباره سراغ همان مطالب میروی، متوجه میشوی بخش زیادی از آنها را به یاد نمیآوری.
در طرف مقابل، ممکن است دانشآموزی را ببینی که روزی ۵ یا ۶ ساعت درس میخواند، اما در آزمون نتیجه بهتری از کسی میگیرد که ۸ یا حتی ۱۰ ساعت مطالعه داشته است.
دلیلش چیست؟
چون تعداد ساعت مطالعه بهتنهایی تعیینکننده موفقیت نیست؛ کیفیت مطالعه، میزان تمرکز و روشی که برای یادگیری استفاده میکنی هم اهمیت زیادی دارد.
اگر بخواهیم بین ۸ ساعت مطالعه پراکنده و بیتمرکز و ۵ ساعت مطالعه باکیفیت یکی را انتخاب کنیم، معمولاً مطالعه کمتر اما مفیدتر انتخاب بهتری است.
اما یک سؤال مهمتر وجود دارد: مطالعه باکیفیت دقیقاً یعنی چه و چطور میتوانیم از زمان مطالعه خود نتیجه بیشتری بگیریم؟
یکی از رایجترین اشتباهات دانشآموزها این است که فکر میکنند هرچه مدت بیشتری پشت میز بنشینند، حتماً بیشتر یاد گرفتهاند.
مثلاً ممکن است بگویی:
«امروز ۷ ساعت درس خواندم، پس باید خیلی جلو افتاده باشم.»
اما سؤال مهمتر این است:
در این ۷ ساعت واقعاً چقدر یاد گرفتی؟
ممکن است بخشی از این زمان صرف چک کردن گوشی شده باشد، مدتی حواست به صدای اطراف پرت شده باشد، زمانی را برای مرتب کردن جزوه گذاشته باشی و در قسمتی از مطالعه هم فقط متن کتاب را چند بار خوانده باشی.
در این شرایط، عدد ۷ ساعت روی کاغذ قابلتوجه است، اما لزوماً به معنی ۷ ساعت یادگیری مفید نیست.
بنابراین بهتر است در کنار ساعت مطالعه، یک معیار مهم دیگر هم داشته باشی:
چه مقدار از زمانی که برای درس گذاشتم، واقعاً مفید بود؟
این تغییر کوچک در نگاهت میتواند برنامه مطالعاتی تو را کاملاً تغییر دهد.
معمولاً دلیلش این نیست که آنها باهوشتر هستند یا حافظه فوقالعادهای دارند.
تفاوت اصلی این است که روش مطالعه آنها با هدف یادگیری هماهنگتر است.
فرض کن قرار است یک فصل از زیستشناسی را مطالعه کنی.
میتوانی یک ساعت کامل متن را از ابتدا تا انتها بخوانی و در پایان احساس کنی همه مطالب برایت آشنا هستند.
اما روش دیگری هم وجود دارد: ابتدا مطلب را با دقت بخوانی، بعد کتاب را ببندی و آنچه را یاد گرفتهای برای خودت توضیح بدهی، سپس چند سؤال حل کنی و در پایان اشتباهاتت را بررسی کنی.
روش دوم ممکن است حتی سختتر و خستهکنندهتر باشد، اما مغز را مجبور میکند با اطلاعات درگیر شود.
یادگیری فقط با دریافت اطلاعات اتفاق نمیافتد؛ زمانی عمیقتر میشود که مغز مجبور شود اطلاعات را به یاد بیاورد، توضیح دهد و در حل مسئله از آن استفاده کند.
این یکی از مهمترین نکاتی است که باید در روش مطالعه خودت به آن توجه کنی.
گاهی یک صفحه را میخوانی و احساس میکنی کاملاً متوجه شدهای. اما وقتی کتاب را میبندی و از تو میپرسند «این قسمت دقیقاً چه چیزی میگفت؟»، متوجه میشوی فقط متن برایت آشنا بوده، نه اینکه واقعاً آن را یاد گرفته باشی.
برای جلوگیری از این اتفاق، بعد از مطالعه یک بخش کتاب را ببند و سعی کن بدون نگاه کردن به متن، مطالب را از حافظه مرور کنی.
از خودت بپرس:
اگر توانستی مطلب را با زبان خودت توضیح بدهی، نشانه خوبی است.
اگر نتوانستی، نگران نباش. اتفاقاً همینجا یک نقطهضعف مهم را پیدا کردهای و میدانی که باید دوباره روی آن قسمت کار کنی.
بعضی دانشآموزها عادت دارند ابتدا تمام مطالب را بخوانند و بعد سراغ تست و سؤال بروند.
اما تست فقط ابزاری برای سنجش نهایی نیست؛ حل سؤال میتواند بخشی از فرایند یادگیری باشد.
وقتی یک سؤال را اشتباه جواب میدهی، در واقع فرصتی پیدا کردهای تا نقطهضعف خودت را پیدا کنی.
البته مهم است که بعد از هر تست غلط، فقط پاسخنامه را نگاه نکنی و سراغ سؤال بعدی نروی.
از خودت بپرس:
پیدا کردن علت اشتباه، معمولاً از خودِ دیدن پاسخ درست مهمتر است.
یکی از چیزهایی که در دوران کنکور و امتحانات میتواند دانشآموز را خسته کند، مقایسه مداوم ساعت مطالعه با دیگران است.
یکی میگوید ۸ ساعت درس خوانده، دیگری ۱۰ ساعت و شخص دیگری از ۱۲ ساعت مطالعه روزانه صحبت میکند.
بعد تو به برنامه خودت نگاه میکنی و فکر میکنی عقب ماندهای.
اما ساعت مطالعه یک مسابقه عمومی نیست.
شرایط زندگی، سطح پایه، مدرسه، رفتوآمد، توانایی تمرکز و حتی نوع درس خواندن افراد با یکدیگر متفاوت است.
ممکن است برای یک دانشآموز ۶ ساعت مطالعه مفید فوقالعاده باشد و برای دانشآموز دیگری عدد مناسب متفاوتی باشد.
بنابراین بهجای کپی کردن برنامه دیگران، برنامهای برای خودت بساز که بتوانی بهصورت مداوم اجرا کنی.
اگر تصور میکنی دانشآموز موفق کسی است که از صبح تا شب بدون توقف درس میخواند، بهتر است این تصور را کنار بگذاری.
مغز قرار نیست ساعتها بدون افت تمرکز با یک کیفیت ثابت کار کند.
ممکن است بعد از مدتی همچنان پشت میز نشسته باشی و صفحات کتاب را بخوانی، اما ذهن دیگر واقعاً درگیر مطلب نباشد.
در چنین شرایطی، ادامه دادن همیشه به معنی تلاش بیشتر نیست.
گاهی چند دقیقه فاصله گرفتن از میز، کمی راه رفتن، نوشیدن آب و سپس برگشتن به مطالعه میتواند عملکردت را بهتر کند.
البته یک نکته مهم را فراموش نکن:
استراحت با فرار از درس فرق دارد.
اگر قرار است ۱۵ دقیقه استراحت کنی، بهتر است استراحتت واقعاً ۱۵ دقیقه باشد. چون ممکن است فقط برای چند دقیقه سراغ شبکههای اجتماعی بروی و ناگهان متوجه شوی یک ساعت از برنامهات گذشته است!
گاهی دانشآموز میگوید: «من ۶ ساعت پشت میز بودم.»
اما اگر زمانهایی را که گوشی را چک کرده، پیام جواب داده یا بین شبکههای اجتماعی جابهجا شده است حساب کنیم، ممکن است زمان مطالعه مفید بسیار کمتر از چیزی باشد که تصور میکند.
لازم نیست گوشی را برای همیشه کنار بگذاری. کافی است هنگام مطالعه دسترسی به آن را سختتر کنی.
مثلاً میتوانی گوشی را در اتاق دیگری بگذاری یا اعلانهای غیرضروری را خاموش کنی.
اگر خودت میدانی که با یک نگاه کوتاه به گوشی، نیم ساعت از برنامهات از بین میرود، بهتر است فقط روی اراده خودت حساب نکنی.
محیط مطالعه را طوری تنظیم کن که حواسپرتی کمتری در اطرافت وجود داشته باشد.
قبل از اینکه ساعت مطالعهات را بیشتر کنی، بهتر است حداقل یک هفته وضعیت مطالعه خودت را بررسی کنی.
در پایان هر روز به این سؤالها جواب بده:
بعد از یک هفته احتمالاً الگوهای جالبی پیدا میکنی.
شاید متوجه شوی صبحها تمرکز بیشتری داری. شاید ببینی یک درس خاص زمان زیادی از تو میگیرد. شاید بفهمی مشکل اصلیات کمبود ساعت مطالعه نیست و بیشتر به مرور نیاز داری.
حتی ممکن است متوجه شوی بخش زیادی از زمانت در شروع و پایان هر جلسه مطالعه هدر میرود.
وقتی دقیقاً بدانی مشکل کجاست، اصلاح آن بسیار سادهتر میشود.
برای این سؤال نمیتوان یک عدد ثابت برای همه دانشآموزها تعیین کرد.
مقدار مناسب ساعت مطالعه به شرایط فردی، پایه درسی، هدف، زمان باقیمانده تا آزمون و توانایی تمرکز بستگی دارد.
اگر تازه میخواهی مطالعه منظم را شروع کنی، اینکه ناگهان برای خودت برنامه ۱۰ یا ۱۲ ساعته بنویسی، معمولاً تصمیم خوبی نیست.
هدف اول باید ساختن یک برنامه قابل اجرا و پایدار باشد.
مثلاً اگر در حال حاضر روزی ۳ ساعت مطالعه مفید داری، ابتدا همین ۳ ساعت را منظم و باکیفیت کن. بعد، اگر شرایطت اجازه داد، میتوانی بهتدریج زمان مطالعه را افزایش دهی.
در بسیاری از شرایط، ۵ ساعت مطالعه واقعی و متمرکز میتواند نتیجه بهتری از ۸ ساعت مطالعه پراکنده داشته باشد.
البته اگر برای کنکور، امتحانات نهایی یا یک آزمون مهم آماده میشوی، ممکن است با نزدیک شدن به آزمون به زمان مطالعه بیشتری نیاز داشته باشی. نکته مهم این است که این افزایش باید تدریجی و متناسب با شرایط خودت باشد.
اگر نمیدانی از کجا شروع کنی، میتوانی این الگوی ساده را امتحان کنی.
بهجای اینکه بگویی «امروز ریاضی میخوانم»، دقیقتر مشخص کن قرار است چه کاری انجام دهی.
مثلاً بگو: «امروز مبحث تابع را تا صفحه مشخصی مطالعه میکنم و ۲۰ سؤال از آن حل میکنم.»
هدف مشخص، شروع مطالعه را آسانتر میکند و در پایان هم میدانی چه مقدار از برنامه را انجام دادهای.
گوشی و عوامل حواسپرتی را تا حد ممکن کنار بگذار. مطالب را با دقت بخوان و تلاش کن مفهوم را بفهمی، نه اینکه فقط صفحات کتاب را جلو ببری.
بعد از هر بخش، کتاب را ببند و سعی کن مطالب را از حافظه توضیح بدهی. سپس با حل چند سؤال بررسی کن که واقعاً مطلب را فهمیدهای یا فقط با آن آشنا شدهای.
فقط به این فکر نکن که چند صفحه خواندهای. ببین چه چیزی یاد گرفتهای.
چند سؤال حل کن، اشتباهاتت را بررسی کن و قسمتهایی را که هنوز در آنها ضعف داری مشخص کن.
حتی اگر مطلبی را امروز خوب یاد گرفته باشی، ممکن است بدون مرور بهمرور بخش زیادی از آن را فراموش کنی.
بنابراین مرور منظم را بخشی از برنامه مطالعه قرار بده و فقط به مطالعه مطالب جدید اکتفا نکن.
اگر دوستت امروز بیشتر از تو درس خوانده، این موضوع بهتنهایی به معنی موفقتر بودن او نیست.
اگر کسی ساعت مطالعه بیشتری دارد، لازم نیست تو هم دقیقاً همان مقدار درس بخوانی.
مسیر، شرایط و تواناییهای هر دانشآموز متفاوت است.
بهتر است بهجای مقایسه خودت با دیگران، عملکردت را با هفتههای قبل مقایسه کنی.
اگر هفته گذشته نمیتوانستی دو ساعت با تمرکز درس بخوانی و این هفته توانستهای سه ساعت مطالعه مفید داشته باشی، این یک پیشرفت واقعی است.
اگر قبلاً اشتباهاتت را بررسی نمیکردی و حالا بعد از هر آزمون دلیل غلطهایت را پیدا میکنی، یعنی روش مطالعهات در حال بهتر شدن است.
موفقیت در درس خواندن معمولاً نتیجه یک روز فوقالعاده نیست؛ نتیجه تعداد زیادی روز معمولی است که در هرکدام کمی بهتر از روز قبل عمل کردهای.
اگر احساس میکنی زیاد درس میخوانی اما نتیجهای که میخواهی نمیگیری، اولین واکنش نباید این باشد که ساعت مطالعهات را بیشتر کنی.
اول ببین چطور درس میخوانی.
شاید لازم باشد کمتر روخوانی کنی و بیشتر از خودت سؤال بپرسی.
شاید به تست و تمرین بیشتری نیاز داشته باشی.
شاید مرورهایت منظم نیست.
شاید گوشی تمرکزت را گرفته است.
یا شاید برنامهای که برای خودت نوشتهای از همان ابتدا بیش از حد سنگین بوده است.
هدف این نیست که در پایان روز فقط یک عدد بزرگ کنار عبارت «ساعت مطالعه» بنویسی.
هدف این است که وقتی کتاب را میبندی، واقعاً چیزی به دانستههایت اضافه شده باشد.
پس از فردا بهجای اینکه فقط از خودت بپرسی:
«امروز چند ساعت درس خواندم؟»
یک سؤال مهمتر هم بپرس:
«امروز چقدر بهتر از دیروز یاد گرفتم؟»
همین تغییر کوچک در نگاه به مطالعه میتواند شروع یک تغییر جدی در نتیجه و روش درس خواندن تو باشد.